از ۵۹۸ تا برجام؛ جریان سایه نشینی که فریاد می زند ما بریده ایم!!؟

28 تیر 1395 کد خبر : 988614486 | بازدید : 1015

بی تردید آنچه در ۵۹۸ و برجام نمایان است این را نشان می دهد که جریانی که کمترین رنگ مشکلات مردم و لذت عزت مردم را درک نکرده همیشه خود را جلو می اندازند و با لیست کردن مشکلات و دادن آدرس های غلط برای حل معضلات، همواره در صدد آن هستند که موضع ملت را از ناحیه ضعف به جهانیان بشناسانند.

 

به گزارش صبح محلات به نقل از نسل فردا ؛ پس از گذشت ۶ سال از جنگ تحمیلی مردم همچنان در جبهه ها جانانه نبرد می‌کنند و جوانان پیش می روند و کربلای ۵ را خلق می کنند، برخی مسئولان بعد از پیروزی در این عملیات سخن از پایان جنگ به میان می آورند و همین خبر کافی است تا فکر پایان جنگ در ذهن رزمنده ها تضعیف ایجاد می کند. خبر از مذاکره می شود آن هم برای پایان دادن جنگ. خبر این مذاکرات روحیه رزمندگان را در اوج جنگ به هم می ریزد.

 

زمان می گذرد حمله های موشکی به شهرها گسترش می یابد، با حملات شیمیایی وحشیانه ی عراق به شهرها وحشت بر مناطق مرزی سایه می افکند ، آمریکا حضورش در منطقه را تشدید می کند و حتی وقیحانه یک هواپیمای مسافربری ایران را نابود می کند و بسیاری مشکلات دیگر...  اما امام(ره) آن سکانداری نیست که بخواهد در برابر این اتفاقات از خود وادادگی نشان بدهد.

 

 

 

 امام محکم ایستاده است...  

 

سالهای قبل تر وقتی امام(ره) در وضعیت این چنینی و سختی جنگ قرار می گیرد از بنیان مرصوص ملت ایران در برابر ابرقدرت ها سخن به میان می آورد. امام خمینی (ره) در بهمن سال ۶۵ محاصره ها و کمبودهای ملت ایران را اینگونه تعبیر می کند : «مبارک باد بر خانواده‌های عزیز شهدا، مفقودین و اسرا و جانبازان و بر ملت ایران، که با استقامت و پایداری و پایمردی خویش، به بنیانی مرصوص مبدل گشته‌اند که نه تهدید ابر قدرت‌ها آنان را به هراس می‌افکند، و نه از محاصره‌ها و کمبودها به فغان می‌آیند؛‌ و نه از خیانت و وحشی‌گر‌ی‌های صدام دیوانه و افسار گسیخته رو به زوال، در زدن شهرها و ویران کردن خانه‌ها و مساجد و بیمارستان‌ها و مدارس، خم به ابرو می‌آورند؛ و چون گذشته به راه خود که همان راه اسلام عزیز و عزت و شرف و انسانیت است، ادامه می‌دهند و زندگی با عزت را در خیمه مقاومت صبر، بر حضور در کاخ‌های ذلت و نوکری ابرقدرت‌ها و سازش و صلح تحمیلی، ترجیح می‌دهند.»

 

از یک زاویه جریان خسته از خط انقلاب که بعضاً هم خود و نزدیکانشان جز در ثبت خاطرات ، کمترین مشارکت را در جنگ نداشته اند با به نمایش گذاشتن لیستی از مشکلات اقتصادی کشور و بهانه ی اینکه دیگر کسی به جبهه ها نمی آید ، جام زهر را به امام(ره)نوشاندند و گام در وادی مذاکرات نهادند.

 

هرچند امام(ره) با قدرت تمام ، قدرتهای جهانی را به زانو درآورده بود و در سخت ترین شرایط جنگ دعا می کرد که : خداوندا، این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. خداوندا، کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه‌اند و نیازمند به مشعل شهادت؛ تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش.

 

البته امام خمینی (ره) چندی پس از پذیرش ۵۹۸ ، در حمله ی منافقان به کشور با دیدن هجوم ملت ایران برای نبرد با دشمن فرمود: اگر می‌دانستم مردم این گونه به جبهه می‌آیند، قطعنامه را قبول نمی‌کردم.

 

زمان رو به جلو حرکت می کند کسانی که به بهانه ی مذاکره برای احقاق حق ملت ایران امام خمینی  را برای پذیرش قطع نامه تحت فشار قرار داده بودند اینک بعد از مذاکرات مختلف در میدان عمل تنها به دستاورد متجاوز بودن عراق دست یافته اند و حقوق دیگر ملت ایران همچون دریافت غرامت از کشور متجاوز باد هوا می شود.

 

 

 

اما انقلاب همچنان ادامه دارد...

 

بعد از جنگ جریانی فکری که با دلایل مختلف و با بهانه ی اینکه ملت بریده اند و با هدف مذاکره  جام زهر را به امام نوشانده بود، در مسند مدیریت اجرایی کشور  قرار می گیرد و با عنوان اینکه می خواهیم سازندگی بعد از جنگ را صورت دهیم،  پایه های اقتصادی کشور را ویران می کند و با مدیریت وابسته به اقتصاد آزاد و غیر مردمی فاصله ی طبقاتی تشدید و زندگی اشرافی را در ایران کلید می زند. وجالب تر اینکه ، این جریان در پاسخ به انتقادات صورت گرفته در آن ایام عنوان می کند که  طبیعی است که برخی افراد در زیر چرخ های توسعه ی مملکت له شوند!

 

 

قطار انقلاب همچنان به حرکت خود ادامه می دهد انقلابی که به عنوان تنها محور ایستاده در برابر امپریالیسم و تنها حامی نهضت های آزادی خواه جهان باید به عنوان یک الگوی جهانی در برابر دشمن ایستادگی می کرد.

 

زمان می گذرد و سازندگی جای خود را به اصلاحات می دهد اما خیلی زود مشخص می شود این جریان فکری که در عناد با دین چیزی کم نگذاشته است در نهایت یک اقتصاد در بن بست و التقاط در اندیشه را از خود به یادگار می گذارد. در این سال ها همواره تلاش می شود یک کشور ضعیف ، از ملت ایران در عرصه ی جهانی به نمایش در بیاید و بسیاری از مسئولان وقت اعتقاد قلبی دارند که همه باید در برابر یک قدرت جهانی سرتسلیم خم کنیم و هیچ توسعه و پیشرفتی صورت نمی گیرد مگر از مسیر همین به اصطلاح ابر قدرت جهانی. در نهایت نتیجه این نوع مدیریت باعث می شود که ایران از نگاه همین به اصطلاح ابرقدرت ها بشود محور شرارت.

 

 

انقلاب همچنان جریان دارد...

 

دولتی روی کار می آید با شعار عدالت و رنگ و بویی از انقلاب. در ابتدا امر با یک روحیه انقلابی و مدیریت شاداب در عرصه های مختلف خدمات بی نظیری را برای کشور رقم می زند اما رفته رفته این جریان هم وا می دهد و در عرصه اقتصادی که پایه های آن سال های قبل نابود شده بود، می شود آنچه که نباید بشود.

 

ولی با تمام غفلت ها و خیانت هایی که صورت می گیرد با قرار داشتن رهبری هوشمند در راس، انقلاب همچنان پیش می رود...

 

دولتی به روی کار می آید که به اسم مذاکره، سازش را خط و مشی اصلی خود قرار می دهد. این جریان به ظاهر معتدل صراحتاً آمریکا را تحت عنوان کدخدای جهانی قلمداد کرده و خود را آماده برای حل شدن در این نظام سلطه نشان می دهد.

 

رهبر انقلاب به مانند قبل همچنان هوشیارانه عمل می کند و همچون سال های قبل حقیقت و ذات واقعی آمریکا را برای همگان تشریح می کند اما دولت اعتدال برآمده از رای مردم همه چیز را در مسیر مذاکره با آمریکا می بیند و رهبرمعظم انقلاب با اشاره به عدم خوشبینی به آمریکا و مذاکرات از دولت می خواهد که با علم به بی اعتماد بودن آمریکا وارد عرصه شود.

 

اما دولت اعتدال با دست گذاشتن  روی دستاورد دانشمندان ایرانی مذاکرات را پیش می برد. در این مسیر به اندازه ی کافی هشدار ها داده می شود اما جریان فکری مذاکره و گفتگوی تمدن ها با بهانه کردن مشکلات اقتصادی مردم کار خود را می کند.

 

زمان پیش می رود و تاریخ تکرار می شود همان جریان خود برتر بینی که دهه ها قبل بر علیه ایستادگی و جان فشانی این ملت ۵۹۸ را برای مردم جان برکف ایران رقم زده بود، اینبار همان افراد با گرد سفیدی که بر چهره پیدا کرده اند و بعضاً خوی اشرافی وجودشان را فراگرفته است با اصرار بر این که مردم از ایستادن خسته شده اند برجامی از همان جنس جام زهر را رقم می زنند و صنعت هسته ای به ازای تقریبا هیچ!!! باد هوا می شود.

 

برجام تصویب می شود و غربی ها خوشحال به خاطر اینکه روزنه ای برای نفوذ در جمهوری اسلامی از این طریق پیدا کرده اند.

 

هسته ای فدا می شود و همچنان مشکلات و تحریم هایی که به هسته ای ارتباط داده می شد محکم در سرجای خود قرار دارد ولی این بار قضیه به همین جا خلاصه نمی شود و حمله ای به مانند حمله ی منافقان بعد از جنگ بر ملت تحمیل می شود.  استکبار تمام تلاشش برای به زانو در آوردن انقلاب اسلامی می کند و  قدرت موشکی را هدف قرار می دهد. اما تردیدی نیست که ملتی حماسه آفرین از جنس افتخارآفرینان مرصاد در میدان هستند اما چرا باید کار به اینجا برسد.

 

بی تردید آنچه در ۵۹۸ و برجام نمایان است این را نشان می دهد که جریانی که کمترین رنگ مشکلات مردم و لذت عزت مردم را درک نکرده همیشه خود را جلو می اندازند و با لیست کردن مشکلات و دادن آدرس های غلط برای حل معضلات، همواره در صدد آن هستند که موضع ملت را از ناحیه ضعف به جهانیان بشناسانند.

 

و جالبتر آنکه این جریان سایه نشین به ظاهر انقلابی با باطن واداده در برابر قدرت های پوشالی هیچگاه در میدان مردم نبوده  و همین جریان فکری خود عاقل پندار کمترین هزینه و خون را در زمان جنگ نداده است  و حتی در مسیر مشکلات اقتصادی هم نه تنها یارمردم نبوده اند بلکه با اتکا به خوی اشرافی گری خود اگر فرصتی بدست آورده است از به تاراج گذاشتن ثروث مملکت با شیوه های مختلف دریغ نکرده اند.

 

 

و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه‌اند...

 

یادداشت از امید محترمی

 

انتهای پیام/ی




تگها: صبح محلات, قطعنامه 598, انقلاب, جنگ تحمیلی, جام زهر, جبهه جنگ, دفاع مقدس, امام خمینی(ره)

دیدگاه کاربران
نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
پر بحث ترین ها
salamup.ir
سایت شهود
کانال تلگرامی