هدایت منابع انسانی کشور در دست آموزش و پرورش/ استعدادشناس نیستیم

6 اسفند 1396 کد خبر : 9886110919 | بازدید : 1518

امروزه در دنیا استعدادیابی را به سمت سنین کم و حتی دو سالگی کشانده اند اما ما همچنان برای سرمایه گذاری روی تربیت نیروی انسانی آینده، یک دهه روی اجرایی شدن یک طرح و سلیقه مسئولان مانده ایم.

 

به گزارش صبح محلات به نقل از خبرگزاری مهر چرخ آموزش پذیری و استعدادیابی از سال های کودکی تا سنین نوجوانی در نظام آموزش و پرورش کشورمان خوب نمی چرخد و امروزه با یک نگاه به اطرافمان با خیل افرادی رو به رو می شویم که از نظر شغلی، تحصیلی، استعداد و... در جای مناسبی قرار نگرفته اند. شمار بالای تغییر رشته از مقطع کارشناسی به کارشناسی ارشد نشان می دهد هدایت تحصیلی و استعداد یابی در دوره تحصیل به خوبی صورت نگرفته است. به این اضافه کنید انصرافی ها از یک رشته دانشگاهی در دوره کارشناسی یا فارغ التحصیلی از دانشگاه و مدرسه و اشتغال در حرفه ای بدون تناسب با رشته تخصصی تحصیلی. همه اینها یعنی هدر رفتن منابع انسانی که در کنار سرمایه های طبیعی و فیزیکی، سهم عمده ای در توسعه کشور دارند.

در کشور ما می توان این ادعا را کرد که سهم سرمایه انسانی برای توسعه یافتگی کشور، سهم متناسبی نسبت به جمعیت کشور و استعداد و توانایی ها نیست و پایه بخش عمده این اتفاق در سیستم آموزش و پرورش و سیاست های غلط آن گذاشته می شود. دانش آموزانی که میان کتب درسی و رشته های تحصیلی در مدارسی که پایه های اولیه هدایت استعداد را درست نچیده اند و حتی میان بنگاه های استعدادیابی و هدایت تحصیلی سرگردانند تا در نهایت تبدیل به بزرگسالانی در جامعه شوند که نمی توانند نقش خود را در چرخه توسعه یافتگی به عنوان یک سرمایه ایفا کنند.

واقعیت این است که آموزش و پرورش مولد زیرساخت منابع انسانی کشور است که نقش استعدادیابی، مهارت آموزی در همه ابعاد و میانجی فرهنگی را به عهده دارد.

 

طرح شهاب برای بهبود زیرساخت ها تدوین شد

از آنجا که آموزش و پرورش باید کاری زیربنایی انجام می داد تا بتواند تحولی در ناکارآمدی خود در این زمینه صورت بدهد، طرحی به نام «طرح شهاب» که طرح شناسایی و هدایت استعدادهای برتر بود، را طرح ریزی کرد که با گذشت یک دهه از تصویب آن در شورای عالی انقلاب فرهنگی و تمرکز حداقل دو وزیر آموزش و پرورش روی این طرح به گونه ای که در هر محفلی از اهمیت آن سخن گفتند، هنوز خروجی این طرح و حتی کارآمدی آن در عمل و در هیچ پژوهشی ارائه نشده است تا نشان دهد زیرساخت ها بیش از آنچه تصور می شود برای کشف استعداد و هدایت دانش آموزان ما دچار ایرادات جدی است.

این طرح نخستین بار که تصویب شد برای این منظور بود که طی آن دانش آموزان نخبه که امکان ادامه تحصیل آنها در مدارس خاص همچون تیزهوشان و نمونه دولتی وجود نداشت، شناسایی شده و در همان مدارس عادی خود مورد حمایت و توجه قرار گیرند. این روزها با جدیت برای حذف مدارس سمپاد در متوسطه اول عملا این طرح حتی بیش از گذشته رخ می نماید به طوریکه محمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش می گوید این طرح عملا جایگزین هر طرح استعدادیابی و شناسایی هوش می شود و در اتفاقی عجیب طرحی که در ابتدا قرار بود سه پایه اول تحصیلی را درگیر کند و به مرور به پایه های چهارم و پنجم کشیده شد، به گفته بطحایی قرار است از سال دیگر در پایه هفتم نیز اجرا شود.

حرف اولیه طرح شهاب این بود: «دانش آموزان در مدارس فعلی و با همین معلمان تحصیل  کنند اما از میان آنها، کسانی که دارای استعداد برتر نسبت به دیگر دانش آموزان هستند، از سوی معلمان شناسایی شده و از انجام تکالیف عادی سایر دانش آموزان معاف شوند تا بتوانند به انجام تکالیف فوق العاده بپردازند، بدون این که به مدرسه جداگانه ای فرستاده شوند.»

اما سالها این طرح مسکوت ماند و بعد تغییر کرد تا در نهایت سال ۸۹ به صورت پایلوت کار خود را آغاز کرد و باز هم در این سال ها حرف از نبود بودجه و آماده نبودن معلمان برای پیشرفت این طرح بارها مطرح شد و اساسی ترین مشکل این طرح که هنوز هم مسئولان برای آن پاسخی ندارند برقرار است: برنامه عملیاتی این طرح و زیرساخت های آن برای شناخت دانش آموز نخبه و مستعد مشخص نشده است.  

با اینهمه در سال تحصیلی ۹۲-۹۱ بیش از ۴۰ هزار دانش آموز در ۷ استان در مرحله اول طرح شهاب غربالگری شدند که در نهایت ۴۰ هزار نفر آنها به مرحله دوم رفتند.

سال ۹۴ نیز با امضای وزیر آموزش وپرورش وقت، شیوه نامه طرح «شهاب» به ادارات کل آموزش و پرورش استان‌های سراسر کشور ابلاغ شد.

در سال تحصیلی ۹۵-۹۴ طرح شهاب تعداد ۳۸۶ هزار دانش آموز پایه‌های چهارم را تحت پوشش قرار داد که با این حساب باید این طرح بتواند برای ورودی مقطع هفتم متوسطه در سال تحصیلی آینده خروجی مشخصی داشته باشد. سوالی که هیچ گاه پاسخی به آن داده نمی شود تا همچنان مهمترین طرح هدایت تحصیلی و استعدادیابی با گذشت اینهمه سال وقت و هزینه، در ابهام به کار خود ادامه دهد.

 

شیوه های علمی استعدادیابی

عباسعلی اللهیاری رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه استاندارد هدایت تحصیلی و شناسایی استعداد در دانش آموزان مشخص نشده است، گفت: استعداد بچه ها را باید از طریق تست های استعدادسنج و رغبت سنج و مصاحبه های عمیق روانشناسی و مشاهده دقیق سنجید. همین هاست که در نهایت به انتخاب رشته تحصیلی و شغلی می انجامد و می توان مطمئن بود در صورت شناسایی استعداد افراد از این طریق ویژگی های فردی او را سنجیده ایم و هدایت درستی صورت داده ایم.

وی ادامه داد: وقتی دانش آموزی از ابتدا در یک شاخه ای که در آن مستعد است شروع به فعالیت می کند از آن لذت می برد و در آن پیشرفت می کند و رضایت او رضایت بعدی او را در شغل متناسب با استعدادش به همراه دارد و در نهایت نوید دهنده یک زندگی سلامت است.

رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره با بیان اینکه در کشور ما هیچ کدام از این استانداردها رعایت نمی شود، بیان کرد: در کشور ما همه چیز رها می شود تا به کنکور می رسیم و بعد موسسات کنکور که با مجوز یا بی مجوز در این زمینه فعالیت می کنند، هدایت تحصیلی بچه ها را به عهده می گیرند. در این موسسات یک نفر که در یک رشته مثل فیزیک یا شیمی و... رتبه برتر کنکور شده دعوت می شود تا بچه ها را هدایت کند که قاعدتا تشخیص او نه کامل است و نه جامع و همین می شود که بچه های ما دو سال در دانشگاه درس می خوانند و بعد شروع به تغییر رشته می کنند.

هزینه هایی که چرخه معیوب هدایت تحصیلی فعلی تحمیل می کند

اللهیاری اضافه کرد: افسردگی، اضطراب و سرخوردگی از نظام آموزشی و حتی تقبل هزینه های مادی و تلف شدن عمر و هدر رفتن منابع انسانی هزینه های کمی نیست که در این چرخه معیوب، سال هاست پرداخت می کنیم. در ژاپن چرا بچه ها از تعطیلی مدارس ناراحت می شوند اما در کشور ما وقتی برف می آید همه خوشحال می شوند که مدرسه نمی روند؟ چون افراد از جایی راضی خواهند بود که با استعدادهایشان متناسب باشد. هدایت تحصیلی و استعداد یابی در کشور ما غلط و من درآوردی است.

 

هدایت تحصیلی و استعدادیابی در کشور ما غلط و من درآوردی است

وی به طور مشخص درباره طرح شهاب، اظهار کرد: من از محتوای این طرح اطلاع کافی ندارم اما آنچه می توانم بگویم این است که هر طرح استعدادیابی و هدایت تحصیلی باید از پیش دبستانی آغاز شود. ۷۰ درصد شخصیت بچه ها قبل از رفتن به مدرسه شکل می گیرد و می ماند ۳۰ درصد که از آن ۷۰ درصد تبعیت می کند بعد ما اینهمه پول در نظام آموزشی و متوسطه و دانشگاه هزینه می کنیم ولی در پیش دبستانی که بیشترین تاثیرگذاری را می توانیم داشته باشیم همه چیز را رها کرده ایم.

رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره گفت: من مقاله ای می خواندم با عنوان فاجعه اولیه. در این مقاله که طبق پژوهشی که در ایالت نیویورک صورت گرفته بود، نوشته شده بود، بچه های صفر تا سه ساله را بررسی کرده اند که چه تعداد لغت تا سه سالگی یاد گرفته اند. نتیجه این بود که بچه های مناطق محروم ۳۰۰ لغت، مناطق متوسط ۶۰۰ لغت و در مناطق پیشرفته تر ۱۳۰۰ لغت یاد گرفته اند و می دانید که یادگیری تعداد لغت هر چه بیشتر باشد زمینه گسترش و توسعه فکر را ایجاد می کند. در این مقاله ذکر شده بود که فاجعه اولیه شکل گرفته است.

 

اولین ایستگاه تشخیص و درمان در مهدکودک و پیش دبستانی رخ می دهد

وی بیان کرد: در نظام آموزشی ما شمولیت پیش دبستانی ۱۵ درصد است و اجباری هم نیست. یعنی ما ۷۵ درصد بچه ها را رها می کنیم و مهم نیست مهد کودک یا پیش دبستانی می روند یا نه و از سوی دیگر نظارتی هم بر این مراکز نیست. به جز اندک شماری عموما خانم هایی که کاری گیرشان نیامده است، مربی مهد می شوند و آنجا محلی برای نگهداری بچه هاست. در حالیکه می گویند اولین ایستگاه تشخیص و درمان در همین جا اتفاق می افتد. مثلا اگر خانواده ای افسرده بود و دولت به هر دلیل در خانواده نمی توانست دخالت کند، در مهد و پیش دبستانی می توان همانند سازی و مهارت اعتماد به نفس به بچه یاد داد و وضعیت را تا حدی درست کرد.

 

ایجاد شادی و نشاط شعاری نمی شود

اللهیاری با بیان اینکه شادی و نشاط را به صورت شعاری نمی توان میان بچه ها آورد و نیاز به طرح های اصولی و زیرساختی است، توضیح داد: شادی و نشاط و رغبت تحصیلی در صورتی رخ می دهد که فعالیت کلاسی مبتنی بر استعداد من باشد. بدون فشار و زور کاری را انجام دهم. در نظام آموزش و پرورش ما جواب به سوال دادن را می آموزند به جای آنکه پرسشگری آموخته شود. در دنیای امروز پرسشگری را به بچه ها یاد می دهند و معتقدند او خود جواب ها را پیدا می کند. در چنین سیستمی معلوم است که اولین نیازش معلمی است که پرسشگری را بلد باشد و پرسش ها را بتواند به چالش بکشد. باید معلم آموزش ببیند، روش تدریس تغییر کند، والدین آموزش ببینند، ابزارهای خلاقیت پرور که کاملا هم مشخص هستند، مهیا باشد، محتوای کتاب ها با این استاندارد یکی باشد و... در این شرایط تازه می توان طرح های مبتنی بر استعدادیابی را پیاده کرد. وقتی ابزاری نداریم چه استعدادی را می خواهیم کشف کنیم و چگونه؟

وی با اشاره به حذف مدارس تیزهوشان نیز بیان کرد: در دنیا مساله کنار هم قرار گرفتن بچه های تیزهوش و عادی را اینگونه حل کرده اند که روی مشترکات این بچه ها برنامه ریزی می کنند. از تیزهوش تا استثنایی. اما برای همان تیزهوش یا استثنایی وقت ویژه می گذارند. تیزهوش در همان مدارس دستیار معلم می شود. اگر این ملزومات مهیا نشود نمی شود امکانی را حذف کنیم اما از آن طرف شرایط استاندارد مهیا نکنیم. ولی در هر صورت باید به سمتی برویم که این ۲۲ مدل مدرسه ای که داریم را کاهش دهیم.

وی همچنین گفت: ببینید اساس تحصیل بر چه مبنایی بود؟ اینکه کسی که از دبیرستان فارغ التحصیل می شود بتواند زندگی اش را اداره کند. ممکن است نخواهد حتی ادامه تحصیل بدهد. این نظام آموزشی این توانایی را ایجاد نمی کند و باید آسیب شناسی شود. ضد خلاقیت در فضای آموزشی، آموزش سفت و سخت، پاداش و تنبیه، نظارت مستقیم، ارزشیابی است.

 

پس از یک دهه..

این روزها مسئولان حرف های تکراری اما قشنگی می زنند. آوردن شادی و نشاط به مدارس، تمرکز بر استعدادیابی و حمایت از استعدادها، تمرکز بر مهارت آموزی و خصوصا مهارت اجتماعی شدن و... اما تئوری ها روی کاغذ بسیار قابل دفاع هستند. وقتی مونتسوری به عنوان یکی از نظریه پردازان مهم عرصه تعلیم و تربیت نظریه هایش را در این حوزه که اتفاقا مبتنی بر استعدادیابی ذاتی بچه ها بود ارائه می داد این نظریات را از دل مدارسی که تاسیس کرد و مشاهده مستقیم بچه ها به دست آورد.

واقعیت این است که امروزه در دنیا استعدادیابی را به سمت سنین پایین تر و حتی دو و سه سالگی کشانده اند و ما همچنان برای سرمایه گذاری روی تربیت نیروی انسانی آینده خود یک دهه روی یک اجرایی شدن یک طرح مانده ایم و مدیران سیستم آموزشی ما به سرعت تغییر می کنند و سلیقه هایشان.

خبرگزاری مهر- گروه جامعه- آزاده سهرابی: چرخ آموزش پذیری و استعدادیابی از سال های کودکی تا سنین نوجوانی در نظام آموزش و پرورش کشورمان خوب نمی چرخد و امروزه با یک نگاه به اطرافمان با خیل افرادی رو به رو می شویم که از نظر شغلی، تحصیلی، استعداد و... در جای مناسبی قرار نگرفته اند. شمار بالای تغییر رشته از مقطع کارشناسی به کارشناسی ارشد نشان می دهد هدایت تحصیلی و استعداد یابی در دوره تحصیل به خوبی صورت نگرفته است. به این اضافه کنید انصرافی ها از یک رشته دانشگاهی در دوره کارشناسی یا فارغ التحصیلی از دانشگاه و مدرسه و اشتغال در حرفه ای بدون تناسب با رشته تخصصی تحصیلی. همه اینها یعنی هدر رفتن منابع انسانی که در کنار سرمایه های طبیعی و فیزیکی، سهم عمده ای در توسعه کشور دارند.

در کشور ما می توان این ادعا را کرد که سهم سرمایه انسانی برای توسعه یافتگی کشور، سهم متناسبی نسبت به جمعیت کشور و استعداد و توانایی ها نیست و پایه بخش عمده این اتفاق در سیستم آموزش و پرورش و سیاست های غلط آن گذاشته می شود. دانش آموزانی که میان کتب درسی و رشته های تحصیلی در مدارسی که پایه های اولیه هدایت استعداد را درست نچیده اند و حتی میان بنگاه های استعدادیابی و هدایت تحصیلی سرگردانند تا در نهایت تبدیل به بزرگسالانی در جامعه شوند که نمی توانند نقش خود را در چرخه توسعه یافتگی به عنوان یک سرمایه ایفا کنند.

واقعیت این است که آموزش و پرورش مولد زیرساخت منابع انسانی کشور است که نقش استعدادیابی، مهارت آموزی در همه ابعاد و میانجی فرهنگی را به عهده دارد.

 

طرح شهاب برای بهبود زیرساخت ها تدوین شد

از آنجا که آموزش و پرورش باید کاری زیربنایی انجام می داد تا بتواند تحولی در ناکارآمدی خود در این زمینه صورت بدهد، طرحی به نام «طرح شهاب» که طرح شناسایی و هدایت استعدادهای برتر بود، را طرح ریزی کرد که با گذشت یک دهه از تصویب آن در شورای عالی انقلاب فرهنگی و تمرکز حداقل دو وزیر آموزش و پرورش روی این طرح به گونه ای که در هر محفلی از اهمیت آن سخن گفتند، هنوز خروجی این طرح و حتی کارآمدی آن در عمل و در هیچ پژوهشی ارائه نشده است تا نشان دهد زیرساخت ها بیش از آنچه تصور می شود برای کشف استعداد و هدایت دانش آموزان ما دچار ایرادات جدی است.

این طرح نخستین بار که تصویب شد برای این منظور بود که طی آن دانش آموزان نخبه که امکان ادامه تحصیل آنها در مدارس خاص همچون تیزهوشان و نمونه دولتی وجود نداشت، شناسایی شده و در همان مدارس عادی خود مورد حمایت و توجه قرار گیرند. این روزها با جدیت برای حذف مدارس سمپاد در متوسطه اول عملا این طرح حتی بیش از گذشته رخ می نماید به طوریکه محمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش می گوید این طرح عملا جایگزین هر طرح استعدادیابی و شناسایی هوش می شود و در اتفاقی عجیب طرحی که در ابتدا قرار بود سه پایه اول تحصیلی را درگیر کند و به مرور به پایه های چهارم و پنجم کشیده شد، به گفته بطحایی قرار است از سال دیگر در پایه هفتم نیز اجرا شود.

حرف اولیه طرح شهاب این بود: «دانش آموزان در مدارس فعلی و با همین معلمان تحصیل  کنند اما از میان آنها، کسانی که دارای استعداد برتر نسبت به دیگر دانش آموزان هستند، از سوی معلمان شناسایی شده و از انجام تکالیف عادی سایر دانش آموزان معاف شوند تا بتوانند به انجام تکالیف فوق العاده بپردازند، بدون این که به مدرسه جداگانه ای فرستاده شوند.»

اما سالها این طرح مسکوت ماند و بعد تغییر کرد تا در نهایت سال ۸۹ به صورت پایلوت کار خود را آغاز کرد و باز هم در این سال ها حرف از نبود بودجه و آماده نبودن معلمان برای پیشرفت این طرح بارها مطرح شد و اساسی ترین مشکل این طرح که هنوز هم مسئولان برای آن پاسخی ندارند برقرار است: برنامه عملیاتی این طرح و زیرساخت های آن برای شناخت دانش آموز نخبه و مستعد مشخص نشده است.  

با اینهمه در سال تحصیلی ۹۲-۹۱ بیش از ۴۰ هزار دانش آموز در ۷ استان در مرحله اول طرح شهاب غربالگری شدند که در نهایت ۴۰ هزار نفر آنها به مرحله دوم رفتند.

سال ۹۴ نیز با امضای وزیر آموزش وپرورش وقت، شیوه نامه طرح «شهاب» به ادارات کل آموزش و پرورش استان‌های سراسر کشور ابلاغ شد.

در سال تحصیلی ۹۵-۹۴ طرح شهاب تعداد ۳۸۶ هزار دانش آموز پایه‌های چهارم را تحت پوشش قرار داد که با این حساب باید این طرح بتواند برای ورودی مقطع هفتم متوسطه در سال تحصیلی آینده خروجی مشخصی داشته باشد. سوالی که هیچ گاه پاسخی به آن داده نمی شود تا همچنان مهمترین طرح هدایت تحصیلی و استعدادیابی با گذشت اینهمه سال وقت و هزینه، در ابهام به کار خود ادامه دهد.

 

شیوه های علمی استعدادیابی

عباسعلی اللهیاری رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه استاندارد هدایت تحصیلی و شناسایی استعداد در دانش آموزان مشخص نشده است، گفت: استعداد بچه ها را باید از طریق تست های استعدادسنج و رغبت سنج و مصاحبه های عمیق روانشناسی و مشاهده دقیق سنجید. همین هاست که در نهایت به انتخاب رشته تحصیلی و شغلی می انجامد و می توان مطمئن بود در صورت شناسایی استعداد افراد از این طریق ویژگی های فردی او را سنجیده ایم و هدایت درستی صورت داده ایم.

وی ادامه داد: وقتی دانش آموزی از ابتدا در یک شاخه ای که در آن مستعد است شروع به فعالیت می کند از آن لذت می برد و در آن پیشرفت می کند و رضایت او رضایت بعدی او را در شغل متناسب با استعدادش به همراه دارد و در نهایت نوید دهنده یک زندگی سلامت است.

رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره با بیان اینکه در کشور ما هیچ کدام از این استانداردها رعایت نمی شود، بیان کرد: در کشور ما همه چیز رها می شود تا به کنکور می رسیم و بعد موسسات کنکور که با مجوز یا بی مجوز در این زمینه فعالیت می کنند، هدایت تحصیلی بچه ها را به عهده می گیرند. در این موسسات یک نفر که در یک رشته مثل فیزیک یا شیمی و... رتبه برتر کنکور شده دعوت می شود تا بچه ها را هدایت کند که قاعدتا تشخیص او نه کامل است و نه جامع و همین می شود که بچه های ما دو سال در دانشگاه درس می خوانند و بعد شروع به تغییر رشته می کنند.

هزینه هایی که چرخه معیوب هدایت تحصیلی فعلی تحمیل می کند

اللهیاری اضافه کرد: افسردگی، اضطراب و سرخوردگی از نظام آموزشی و حتی تقبل هزینه های مادی و تلف شدن عمر و هدر رفتن منابع انسانی هزینه های کمی نیست که در این چرخه معیوب، سال هاست پرداخت می کنیم. در ژاپن چرا بچه ها از تعطیلی مدارس ناراحت می شوند اما در کشور ما وقتی برف می آید همه خوشحال می شوند که مدرسه نمی روند؟ چون افراد از جایی راضی خواهند بود که با استعدادهایشان متناسب باشد. هدایت تحصیلی و استعداد یابی در کشور ما غلط و من درآوردی است.

 

هدایت تحصیلی و استعدادیابی در کشور ما غلط و من درآوردی است

وی به طور مشخص درباره طرح شهاب، اظهار کرد: من از محتوای این طرح اطلاع کافی ندارم اما آنچه می توانم بگویم این است که هر طرح استعدادیابی و هدایت تحصیلی باید از پیش دبستانی آغاز شود. ۷۰ درصد شخصیت بچه ها قبل از رفتن به مدرسه شکل می گیرد و می ماند ۳۰ درصد که از آن ۷۰ درصد تبعیت می کند بعد ما اینهمه پول در نظام آموزشی و متوسطه و دانشگاه هزینه می کنیم ولی در پیش دبستانی که بیشترین تاثیرگذاری را می توانیم داشته باشیم همه چیز را رها کرده ایم.

رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره گفت: من مقاله ای می خواندم با عنوان فاجعه اولیه. در این مقاله که طبق پژوهشی که در ایالت نیویورک صورت گرفته بود، نوشته شده بود، بچه های صفر تا سه ساله را بررسی کرده اند که چه تعداد لغت تا سه سالگی یاد گرفته اند. نتیجه این بود که بچه های مناطق محروم ۳۰۰ لغت، مناطق متوسط ۶۰۰ لغت و در مناطق پیشرفته تر ۱۳۰۰ لغت یاد گرفته اند و می دانید که یادگیری تعداد لغت هر چه بیشتر باشد زمینه گسترش و توسعه فکر را ایجاد می کند. در این مقاله ذکر شده بود که فاجعه اولیه شکل گرفته است.

اولین ایستگاه تشخیص و درمان در مهدکودک و پیش دبستانی رخ می دهد

وی بیان کرد: در نظام آموزشی ما شمولیت پیش دبستانی ۱۵ درصد است و اجباری هم نیست. یعنی ما ۷۵ درصد بچه ها را رها می کنیم و مهم نیست مهد کودک یا پیش دبستانی می روند یا نه و از سوی دیگر نظارتی هم بر این مراکز نیست. به جز اندک شماری عموما خانم هایی که کاری گیرشان نیامده است، مربی مهد می شوند و آنجا محلی برای نگهداری بچه هاست. در حالیکه می گویند اولین ایستگاه تشخیص و درمان در همین جا اتفاق می افتد. مثلا اگر خانواده ای افسرده بود و دولت به هر دلیل در خانواده نمی توانست دخالت کند، در مهد و پیش دبستانی می توان همانند سازی و مهارت اعتماد به نفس به بچه یاد داد و وضعیت را تا حدی درست کرد.

 

ایجاد شادی و نشاط شعاری نمی شود

اللهیاری با بیان اینکه شادی و نشاط را به صورت شعاری نمی توان میان بچه ها آورد و نیاز به طرح های اصولی و زیرساختی است، توضیح داد: شادی و نشاط و رغبت تحصیلی در صورتی رخ می دهد که فعالیت کلاسی مبتنی بر استعداد من باشد. بدون فشار و زور کاری را انجام دهم. در نظام آموزش و پرورش ما جواب به سوال دادن را می آموزند به جای آنکه پرسشگری آموخته شود. در دنیای امروز پرسشگری را به بچه ها یاد می دهند و معتقدند او خود جواب ها را پیدا می کند. در چنین سیستمی معلوم است که اولین نیازش معلمی است که پرسشگری را بلد باشد و پرسش ها را بتواند به چالش بکشد. باید معلم آموزش ببیند، روش تدریس تغییر کند، والدین آموزش ببینند، ابزارهای خلاقیت پرور که کاملا هم مشخص هستند، مهیا باشد، محتوای کتاب ها با این استاندارد یکی باشد و... در این شرایط تازه می توان طرح های مبتنی بر استعدادیابی را پیاده کرد. وقتی ابزاری نداریم چه استعدادی را می خواهیم کشف کنیم و چگونه؟

وی با اشاره به حذف مدارس تیزهوشان نیز بیان کرد: در دنیا مساله کنار هم قرار گرفتن بچه های تیزهوش و عادی را اینگونه حل کرده اند که روی مشترکات این بچه ها برنامه ریزی می کنند. از تیزهوش تا استثنایی. اما برای همان تیزهوش یا استثنایی وقت ویژه می گذارند. تیزهوش در همان مدارس دستیار معلم می شود. اگر این ملزومات مهیا نشود نمی شود امکانی را حذف کنیم اما از آن طرف شرایط استاندارد مهیا نکنیم. ولی در هر صورت باید به سمتی برویم که این ۲۲ مدل مدرسه ای که داریم را کاهش دهیم.

وی همچنین گفت: ببینید اساس تحصیل بر چه مبنایی بود؟ اینکه کسی که از دبیرستان فارغ التحصیل می شود بتواند زندگی اش را اداره کند. ممکن است نخواهد حتی ادامه تحصیل بدهد. این نظام آموزشی این توانایی را ایجاد نمی کند و باید آسیب شناسی شود. ضد خلاقیت در فضای آموزشی، آموزش سفت و سخت، پاداش و تنبیه، نظارت مستقیم، ارزشیابی است.

 

پس از یک دهه..

این روزها مسئولان حرف های تکراری اما قشنگی می زنند. آوردن شادی و نشاط به مدارس، تمرکز بر استعدادیابی و حمایت از استعدادها، تمرکز بر مهارت آموزی و خصوصا مهارت اجتماعی شدن و... اما تئوری ها روی کاغذ بسیار قابل دفاع هستند. وقتی مونتسوری به عنوان یکی از نظریه پردازان مهم عرصه تعلیم و تربیت نظریه هایش را در این حوزه که اتفاقا مبتنی بر استعدادیابی ذاتی بچه ها بود ارائه می داد این نظریات را از دل مدارسی که تاسیس کرد و مشاهده مستقیم بچه ها به دست آورد.

واقعیت این است که امروزه در دنیا استعدادیابی را به سمت سنین پایین تر و حتی دو و سه سالگی کشانده اند و ما همچنان برای سرمایه گذاری روی تربیت نیروی انسانی آینده خود یک دهه روی یک اجرایی شدن یک طرح مانده ایم و مدیران سیستم آموزشی ما به سرعت تغییر می کنند و سلیقه هایشان.




تگها: صبح محلات, استعداد یابی, آموزش و پرورش, مدارس تیز هوشان, دانش آموزان, هدایت تحصیلی

دیدگاه کاربران
نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *